تبليغاتX
مردان دريا ( چهار کلمه حرف حساب ) - عاشق رهگذر
اگر تــنــهــا ترین تــــنــــهــــا شوم باز هم خدا هست
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 12:4 توسط مرد دريا |