آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 12:4 توسط مرد دريا
|
Å توضيحات Å
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه همواره بجاست خوش آن نغمه که مردم بسپارندش به یاد